!...هه هه

در این دنیایه عاقلان بگذار من دیوانه باشم ...تمام و دیگر هیچ

در همین جا همین ثانیه !

قطعاٌ !

ضربان قلبم آروم میزنه !

انگاری کوه غصه ها !

رو شونه هامه دارم یدک میکشم !

عاشق شدم ؟؟؟!!!

گناهه دل دادنم ! عذابه !

وقتی خدام دلش برام

                           میسوزه و تو میمونی و کلی دعا

هه هه ...تمام ودیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/۳ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

شکمم خالی یلدا

دلم گرفته بازم یلدا

دارم یخ میزنم یلدا

دارم هق هق می کنم یلدا

جای واسه خواب ندارم  یلدا

موش و گربه هام به حالم گریه میکنند یلدا

منم یه روزی کسی بودم یلدا

دلم شکسته یلدا

یلدا میشه بری زمستون بیاد

یلداتون مبارک

هه هه تمام و دیگر هیچ

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٩ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

وقتی روحم با توست !

وقتی هوایم با توست !

وقتی دلم با توست !

وقتی فکرم با توست !َ

  جسمم مال تو........!

اینجوری من راحت ترم...؟!

هه هه ...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱٤ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلم گرفته از آسمانی که بارانیست ؟!

دلم گرفته از خیابانی که بی انتهاست ؟!

دلم گرفته از ترانهء که شاد نبود ؟!

دلم اونقدر گرفت تا شکست ؟!

 

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٠ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

من نه معنی زندگی  و فهمیدم  !

 

  نه معنی عشق و فهمیدم  !

 

 نه معنی رفاقت و فهمیدم  !

 

 نه معنی  دوست و فهمیدم  !

 

 نه معنی گذشت و فهمیدم  !

 نه معنی وفاداری و فهمیدم  !

 

یا کلاً نفهمم و یا معنی نفهمی و نمیدونم !

 

یا میدونم و میخوام نفهمم !

 

هه هه ....؟!

 

تمام و دیگر هیچ ....؟!

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۳٠ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

من نه میخوام اراده کنم که بزرگ بشم  !

نه میخوام آرزو کنم که کوچیک بشم  !

نه میخوام رای بدم حماسه بسازم  !

نه میخوام سیاسی باشمو شعار بدم !

نه میخوام قاضی بشم و حق الناس کنم  !

من میخوام انسان باشم ...؟!

همین و دیگر هیچ ...؟!

هه هه ...؟!

تمام و دیگر هیچ ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٢ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

منم دلتنگ شدم  !

منم دل سنگ شدم !

منم دیوانه شدم !

منم آواره شدم  !

منم پریشون شدم !

منم عاشق شدم !

منم فارغ شدم !

منم تنها شدم !

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢۸ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

درد و دلم زیاده !

غم و غصه ام حد نداره !

تنهایم ترس نداره !

بی کسیم گریه نداره !

ترانه هام ریتم نداره !

بغضم اشک نداره !

سجده ام مهر نداره !

دلم کینه نداره !

فریادم صدا نداره !

وقتی دلت بگیره

هیچ چیزی معنی نداره ؟!!!!!

دوست دارم خدا جون !

هه هه ...؟!

تمام و دیگر هیچ ...؟!

....................................................................

تقدیم به همه ء دوستای عزیز و گلم قبل از سال 92

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٤ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

این روزا درگیرم با خودم !

نه سر تو ؟!

نه سر دوست داشتنت  ؟!

نه سر بی وفایت !

نه سر رفتنت  !

سر بیکاریم با خودم درگیر شدم !

هه هه ...تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلتنگیام زیاد شد !

غصه هام دریا شد !

رویاهام فردا شد !

سوالام بی جواب شد !

روزگارم سیاه شد !

ترانه هام غمگین شد !

موهام سپید شد !

قاب عکسم خالی شد  !

آسمانم کبود شد !

تو چه کردی ای یار با روزگار ما ؟!

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیج...؟!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢۱ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دوستت دارم به وسعت یه دریا !

دوستت دارم به وسعت عشق !

که هیچکس نتوان آنرا نوشت

هه هه تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

اسمت که میاد تنم به لرز میفته

صدات که میاد تمام وجودم و استرس میگیره

یادت که میفوتم تمام بدنم خیس عرق میشه

هه هه ...؟!

از اون همه دورغای که گفتی ببین چی به روزم آوردی

حالم خیلی بده که اینارو گفتم چون یادت افتادم دوباره

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٤ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

 

دلم خون است !

 

چشمانم بارانی !

 

قلبم سیاه !

 

وجدانم پریشان !

 

دنیایم پرطلاتم !

 

دریایم طوفانی !

 

زمینم وارونه !

 

زمانی که تو نیستی...!؟

 

چقدر سختِ نفس کشیدن !

 

هه هه ...؟!

 

تمام و دیگر هیچ ... ؟!

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۸ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

به دنیا آمدیم , دنیا به ما نیومد...؟!

هه هه ... تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

یه قاب که  شیشه اش ترک خورده !

یه نوزاد که تولدش رقم خورده !

یه انسان که به گناهش رقم خورده !

یه نفس که به  کشیدنش رقم خورده !

یه نبض که به ضربانش رقم خورده  !

یه عشق که به دوست داشتنش رقم خورده !

یه مو  سیاه که به سپید شدنش رقم خورده  !

یه زندگی که به مرگش رقم خورده !

یه رسیدن که به جدایش رقم خورده !

یه 10 تیر که به تولد فرشاد یاسر رقم خورده !

...............................................................................................

جالبه این شعرو همینجوری گفتم ولی وقتی چند بار خودندم دیدم

هرچی که خداوند آفریده اکر سیاه ، سپید می شه و اگر رسیدن جدایی

میشه در کل همه چیز تضاد میشه...یه 10 تیر که....تولدم مبارک

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٦ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

شب و روز کردم به امید فردای بهتر ؟

قول ها دادم به امید فردای بهتر ؟

چشمایه هیزم را بسته ام به امید فردای بهتر ؟

لب هایم را بستم به امید فردای بهتر ؟

آزادی خواستم به امید فردای بهتر ؟

خیانت را گذاشتم کنار به امید فردای بهتر ؟

کارت هایم را پاره کردم به امید فردای بهتر ؟

با خودت عهدها بستم به امید فردای بهتر ؟

چشم ایم را به روی اشک هایت بستم به امید فردای بهتر ؟

التماس ات  را از  یاد بردم به امید فردای بهتر ؟

مرا به خدایم قسم دادی به امید فردای بهتر ؟

فردای بهتر همین امروز بود!

و من داشتم از فردای حرف میزدم ؟!

هه هه ...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

.............................................................................................

تولدت مبارک با یک روز تاخیر

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۳ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

خدا خوابت برده ؟

داری خواب می بینی ؟

خواب چی رو می بینی ؟

خدا خواب بدبختا رو داری می بینی ؟

خواب جنگ داری می بینی ؟

خواب خیانت  داری می بینی ؟

 چی داری می بینی که میخندی ؟

با توام خدا چی داری میبینی که خنده ات گرفت ؟

آهان همه دارن صدات می کنن تو خوابی ؟

هواسم نبود خیلی خنده داره!

هه هه...؟!

خواهش میکنم بیدار شو !

ما الان اومدیم پیشت ؟!

به اعمالمون برس !

هه هه ...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

......................................................................................................

خواهشاً بیدار شو خدا

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۳ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دردم تویی !

نبضم تویی !

عشقم تویی !

نفسم تویی !

زمزمه لبم تویی !

صدام تویی !

ضربان فلبم تویی !

فکرم تویی !

انگیزم تویی !

هدفم هه تویی !

تو ... یعنی کی؟

تو یعنی هیچ !؟

تو یعنی پوچ ؟!

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیچ ...؟!

............................................................................

بهار 91 مبارکتون باشه

دوستدارتون فرشادیاسر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

خیلی سخته زندگی داشته باشی ولی نتونی باهاش زندگی کنی ؟!

خیلی سخته نفس داشته باشی و نتونی نفس بکشی !؟

خیلی سخته عشق داشته باشی و نتونی عاشقی کنی ؟!

خیلی سخته آغوشی داشته باشی و تو آغوشش نباشی ؟!

خیلی سخته ساعت رد شدن عمرت و ببینی ولی ازش رد بشی ؟!

خیلی سخته پیر شدن پدرت و ببینی و نتونی جلوش و بگیری ؟!

خیلی سخته موهای سفیدشو ببینی و نتونی آروم بگیری ؟!

خیلی سخته ببینی پدرت داره آب میشه و تو نمیتونی جلوش و بگیری ؟!

خیلی سخته تو زندگیت نتونی کاری کنی براش خیلی سخته ؟!

خیلی سخته فقط بتونی نگاه کنی و گریه کنی  ؟!

خدایا هه هه و تمام دیگر هیچ دیگه نمیخوام  ؟!

خدا  . خدا  . خدا  .خدا .خدا  . خدا ؟!

خیلی سخته که خدام صداتو نمی شنوه ؟!

یعنی من کم طاقتم...؟!

بابا عزیزم زندگیم ارزونیه تو...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٦ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

خسته از این ترانه لعنتی ؟!

خسته از این قرار نفرینی ؟!

خسته از این جیب خالی ؟!

خسته از این دختران هرزه ؟!

خسته از این همه گناه ؟!

ابلیس بخواب که کثیف تر از تو من شدم ؟!

خدا پاشو با هام بجنگ ؟!

با تمام قدرتت جلوم بیا ؟!

با تمام فرشتگانت بیا ؟!

دنیاتو میخوام آتیش بزنم ؟!

آدماکا تو میخوام دار بزنم ؟!

شاید تو جهنمت به مقامی برسم ؟!

خسته نشدی خدا از این همه دیدن؟!

 نگو که نمی بینی این همه.... .؟!

خدا نگو که نمی شنوی این همه صدا رو؟!

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیچ ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

تو سرم زدن صدام در نیمومد !

پامو شکستند صدام در نیمومد  !

خفه ام کردند صدام در نیمومد !

دستامو بستند صدام در نیومد  !

گریه ام گرفت صدام در نیومد  !

دلم و شکستن صدام در نیمومد  !

در حال مرگمم صدام در نمیاد !

تازه میفهمم صدامو بریدن که صدام در نمیاد !

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٥ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

حمله وحشیانه نیروی انتظامی کلانتری یوسف آباد به ایستگاه صلواتی حضرت اباالفضل عباس چندین از شاهدین اظهار کردن کخه نیروی انتظامی با  پاره کردن سیاهی امام حسین ( ع ) و تهدید بانیان ایستگاه صلواتی در مورد هر گونه دخالت بانیان و مردم از این حرکت خود خواهانه و... با شوک مواجه شده بودن و  چند تن دیگر که مشغول فیلمبرداری از این صحنه بودن توسط پلیس امنیت بازداشت شدند و بقیه را تهدید کردن به... . در مملکتی که شعار اسلامی بودن میدن این نتیجه اش میشه . این جوانان حسینی باید چیکار کنند ؟ این است آزادی اسلامی؟ این است کشور قران مداری ؟ هه هه واقعاً نمیدونم چی بگم بعد میگن حمله مخالفین اسلام به هئیت ها و...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٩ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

یه رویای سوخته !

یه دلتنگی همیشگی !

یه نت فالش !

یه قناری بی صدا !

یه ترور شخصیتی !

یه قطعه  پر ازشهدا !

یه عالمه برج !

یه فاحشه خیابانی  !

یه قطره اشک !

یه چشم بسته

یه مدرسه سوخته !

سهم من چیه ؟

هه هه...؟!

تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٩ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

مرگ یک ترانه

رویای عاشقانه

عشق بی دلیل

یک نگاه معصوم

فریب یک دل ساده

یک اشتباه

یک بیراهه

من خودمم ؟ نه نسیتم

متهم به برای رفتن به یک بهانه

من بودم هه که تو رفتی به یک بهانه

عاشقانه...؟!

هه هه تمام و دیگر هیچ

.................................................................................................

کثیف تر از این شهر و این خاک جای دیگر نیست

بوی تنفر تمام وجودم را فرا گرفته ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٧ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

کفش های پاشنه بلند ؟!

موهای رنگ شده هه هفت رنگ ؟!

سینه های برجسته سایز 75 ؟!

سوتین های فنری  ؟!

ترانه های بی معنی  ؟!

نقاب های تزئین شده پولکی ؟!

تنهایی شعاری از روی عادت ؟!

یک بغض همیشه قدیمی  ؟!

نگاهای دنباله دار...؟!

هه هه ؟!

عشقهای  3 حرفی ؟!

درد من و تو این بود ؟ ! که حالا این شد ؟

هه هه ... !

تمام و دیگر هیچ ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٤ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

یه جنگل پر از درخت !

یه هوا پر از انرژی !

یه عالمه کبوتر پر از فریاد !

یه قناری بی صدا !

یه دل کوچک !

یه آسمان آبی !

یه ترانه بی واژه !

یه نت بی اجازه !

یه عشق  ؟!

یه نفس ؟!

یه عمر خاطره  ؟!

یه نفس از روی دلتنگی !

نمیدونم عاشقم یا عاشق شدم  !؟

هه هه...؟!

یا شایدم شعار عاشقی میدم !

تمام و دیگر هیچ...؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٩ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

از این سکوت !

از این دل !

از این ثانیه ها  !

از این تنهایی !

از این هق هق ها !

از این غرور بر باد رفته !

از این دنیای کثیف  !

از این شهر شلوغ !

از این بغض کهنه !

از خودم  ؟!

از این گناهی که سرتا سر وجودم را گرفته !

از این کلمات بی معنی !

از این دختر بچه های که دیگه باکره نیستن !

از این روزگاری که با من دشمن شد !

دیگه خسته شدم  !

هه هه تمام و دیگر هیچ ...؟!

...........................................................................................................

10 تیر تولدمه هه تولدم مبارک

تنهایی . تولدم و تبریک بگو روزگار یکسال پیر م کردی ولی هنوز هستم

امسالم منو زمین نتونستی بزنی تا ساله دیگه به امید اینکه بتونی...!؟

هه هه...!؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٩ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

تنها تر از خدا شدم !

ثابت می کنم ؟!

نه پدرم گریه می کند !

نه مادرم زاری می کند !

وقتی بدانند هر لحظه ام را !؟

به فکر هم آغوشی دیگر گذراندم !

که برای تنها نبودنم التماس کنم !

که باکره ایم را در آغوش دیگری انداختم !؟

که مادرم ناپاک تر از کفش هایت شدم !

که عشقم هر لحظه دختری را به رخم کشد !

که پدرم برایت رفتم که بزرگ شوم ... ؟!

رفتم که کسی شوم ...!؟

هه شدم ... نگو... نپرس ... شدم...؟!

تنها تر از خدا شدم ...؟!

هه هه ...تمام و دیگر هیچ ؟!

.....................................................................ا

این آپ و واسه دخترای گذاشتم که عشقشون پاک بود و

واسه نامردای که ناپاکشون کردن

هه هه...؟!

فرشادیاسر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢٩ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

این خیابون رنگ غم دارد !

این جوی رنگ خون دارد !

این هوا بویه تنفردارد !

این آسمان رنگ گریه دارد !

این قلبم رنگه تنهایی دارد !

این دلم هوایه رفتن دارد !

من میروم...!

هه هه...تمام و دیگر هیچ !؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

یک دنیایه زیبا !

یک نقاب شوم !

یک آسمون کبود !

یک شهر پر ازگناه ، ولی ازرویه عادت !

 یک هه هه...!

یک عشق پولکی یا همون هرزهء آهن پرست !

یک بغض !

یک آه !

یک جیب خالی !

یک رویا برباد رفته !

یک کابوس !

یک لحظه تنهایی !

یک گربه سیاه !

یک اتاق خالی !

یک برگه سفید !

یک مداد شکسته !

یک چشمه ، ولی گل آلود !

یک دنیایه همیشه سراب !

یک یار همیشه قدیمی ( کاش )

یک لحظه انسان بودن !

یک خداحافظی تا ابدیت !

خداحافظ دنیایه کثیف من !

هه هه ...!

تمام و دیگر هیچ ....!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۸ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

مجنون و فرهاد نکردم !

لیلی و بیدار نکردم !

شعار عاشقی نمیدم !

 عاشقی می کنم !

بغضم و گریه می کنم !

ترانه رو غزل می کنم !

دلتنگی رو بیدار می کنم !

الهام و از فردا می گیرم !؟

و امروز باهاش زندگی می کنم

اشکامو خاطره نکردم !

خاطرمو افسانه نکردم !

کاش که کاش نبود و این حال روز من نبود ؟

هه هه ...تمام و دیگر هیچ

......................................................................

بهار ١٣٩٠ مبارکتون باشد

وبا ٣ اندیشه شروع کنیم

کردار نیک،پندار نیک ، گفتار نیک

با آرزوی موفقیت برای تک تکتون

فرشادیاسر

 هه هه...! تمام و دیگر هیچ

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٤ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

بغضم را به فردا هدیه کردم !

فردا دلتنگی را به من هدیه کرد !

اشک هایم را به دیروز هدیه کردم !

دیروز خاطره اش را به من هدیه کرد !

خواستم خودم را هدیه کنم ؟!

هه دیدم خودم در خودم تمام شدم !

هه هه ...تمام و دیگر هیچ ...؟!

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٩ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

خدایا گریه واسه من !

خنده برای تو !

خدایا صحرا واسه من !

دریا واسه تو !

خدایا مهتاب واسه من !

آفتاب واسه تو !

خدایا شب واسه من !

روز واسه تو !

خدایا بغض آه واسه من !

... واسه تو !

خدایا کفر واسه من !

صبر واسه تو !

خدایا دو رنگی ها واسه من !

یک رنگی ها واسه تو !

خدایا آدمکات واسه من !

آدمات واسه تو !

خدایا ! خدایا ! خدایا !

از این همه تبعیض !

 از این همه قسمت !

از این همه حکمت !

خسته نشدی ؟

هه هه ...تمام و دیگر هیچ !؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

در تنهایم تنها ماندم !

در فردایم امروز ماندم !

در سرابم بی آب ماندم !

در هق هق ام بغض کردم !

در دلهره ام بی تاب شدم !

در تاریکی شبم بی فانوس ماندم !

در دوست داشتنه تو جا ماندم !؟

هه هه...تمام و دیگر هیچ ؟!

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

گریه ام واسه بودنت  نبود !

دلتنگی ام واسه بودنت نبود !

بغض ام واسه بودنت نبود !

اشکام  واسه بودنت نبود!

سوالام واسه بودنت نبود !

بی کسیم واسه بودنت نبود !

هه اینا واسه نبودنه تو بود .

هه هه ...!

کاش که کاش نبود !

تو بودی و این حال و روز من نبود...!

هه هه تمام و دیگر هیچ

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

نگرانم ؟!

نگرانم از خودم ؟

نگرانم از تو ؟

نگرانم از فردا ؟

نگرانم از تنهایی ؟

هه نگرانم از نگرانی

این همه نگرانی ؟

 حقمه دیگه نمی خوام شرمنده دلم بشم !

خدایا نگرانم از این عشق !

با اینکه نگرانم !

با اینکه دیونه ام میخوام بگم !

خدایا دوسش دارم !

هه هه ...!؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٩ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

ثانیه ها رو لعنت می کنم !

دقایق رو نفرین می کنم !

عاشقی رو انکار می کنم !

دورغ و افسانه می کنم  !

تا تنهایم رقم بخورد ؟!

هه هه ...!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلهرهء نبودن و ندیدنت !

غم و تو دلم فریاد میزنه !

تو کوچه هایه تاریک و سیاه !

نبودنه دستات تو دستام  !

مرا دیوانه کرده !

تو چه کرده با این دل ؟

تو مرا دیوانه کردی !

حال که مرا دیوانه کردی !

بیا با من دیوانگی کن .

بیا نترس منو تو دیوانه ایم !؟

دیوانه ایم همچو ...؟!

هه هه ...!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٠ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلهرهء من از امروز و فردا نبود !

دلهرهء من آسمان سیاه نبود !

دلهرهء من از برگای پاییزی نبود !

دلهرهء من از سرمای زمستان نبود !

دلهرهء من از نا رفیقان و رفیقان نبود !

دلهرهء من از دیوارهای ترک خورده نبود !

آری دلهرهء من از تنهاییم بود !

دلم حق داشت که دلهره داشت !؟

هه هه...!؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳٠ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

عمرم تموم شد !

روزگارم سوال شد !

دلتنگی ام خنده دار شد ! 

خاطراتم رویا شد !

تنهایم یادگار شد ؟!

هه هه...! 

..........................................................................

10 تیر تولدم بود .، مبارکه ،هه هه ... تمام و دیگر هیچ.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳۱ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

گریه ها هیچ وقت گریه نبودن که گریه شدن !

 روزگار هیچ بی وفا نبود که بی وفا شد !

آدمک ها هیچ وقت آدمک نبودن که آدمک شدن !

آسمان هیچ وقت سیاه نبود که سیاه شد !

دریا هیچ وقت طوفانی نبود که طوفانی شد !

زخم ها هیچ وقت زخم نبودن که زخم شدن !

درد ها هیچ وقت درد نبودن که درد شدن !

من هیچ وقت تنها نبودم که تنها شدم !

هه هه ... تمام و دیگر هیچ ... !

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٩ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دیوارهایه ترک خورده !

آسمونه دل شکسته ؟!

شعاره عاشقی !

 خداحافظی بی دلیل !

هه هه ...!

این نبود قانونه بی قانونیه ما !

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٩ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

تو کوچه های تاریک و سیاه !

تو دلتنگی هایه بی دلیل !

تو هق هقه بی کسیم !

تو غربته صحرا !

تو تنهایه دلم !

این منم که به آخر میرسم  !

هه هه...!؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢٠ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

قابه خالی !

قلبه شکسته !

آسمونه کبود !

دستایه سرد !

دریایه گِل آلود !

بهونه های تکراری !

خورشیدِ بی نور !

رفتنه بی خداحافظی !

چشمایه همیشه گریون !

هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٠ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

بازم عید ، بازم لبای خندونه... !

بازم آدمکا ، بازم بویه بهار !

برایه آدمکای رنگی ...!؟

هه هه ...!

بازم چشمایه گریون ، بازم آروزهایه رنگی !

بازم آدمایه ساده دل ، بازم غرور له شده یه پدر ؟!

بازم آدمایه تنها ، بازم دلتنگیه پدر و مادر های که گوشهء اتاقه سالمندانن

بازم خنده ء تلخ یه دختره گل فروش بازم لباسیه کهنه یه پسر اسپند دود کن

بازم هه ... بازم گریه هایه مهدی برایه ما ... عیده من چیه ؟! به چی میگیم عید ؟!

من عیدی ندارم ونمیخوام داشته باشم...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٧ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

سه تارهای بی نُت

ابرهای همیشه گریون

آسمونِ زرد و کبود

زمینه خسته تر از دیروز

آدمکاهای رنگی

عشق هایه همیشه پوشالی

دورغ های ، از رویه عادت

خنده های ، از رویه گریه

 که معنایه دیوونگی میده...؟!

هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٠ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

با ترانه های زیبا دیگه ، بیدار نمی شم

با زجه های یه بچهء تک و تنها ، دیگه بیدار نمی شم 

با ملودی قطره های باران بر من ، دیگه بیدار نمی شم

 با صدای خش خش برگای پائیزی ، دیگه بیدا نمی شم

با ترنم نگاهای زیبا ، دیگه بیدار نمی شم

با فریادی های از ته دل  ، دیگه بیدار نمی شم

با گریه های بیصدا ، دیگه بیدار نمی شم

با خرس های مهربون ، دیگه بیدار نمی شم

با ای کاش و اما و اگر ، دیگه بیدار نمی شم

با هه هه گفتن ها و هق هق ها ، دیگه بیدار نمی شم

با خاطرات خوب و بد شاید بیدار شم و ...!

هه هه ...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

قدیما سیبل ها پهن بود اما حالا ابروا باریک !

روزگاری حیای بود اما حالا همه حیایه بی حیای دارن !

هه تو کوچه و خیابونا جرم هست ! ولی مجازاتی نیست !

قدیما مردی و مردونگی بود حالا مردی و مردونگی یه واژه خنده دار

 شده !

قدیما قسما قسم بود و حرمتی داشت، ولی حالا قسما شعر

 شش و هشت شدن !

 قدیما تو رفاقتا نارو و خیانت نبود ، ولی حالا نارو و خیانتش به کنار باید

 مواظب خنجره باشیم ! هه هه...!

وای قدیما آزادی بود ، ولی حالا برجش هست !

قدیما خنده ها خنده بود ، گریه ها گریه ولی ...؟

قدیما همه داش فرمان و داش قیصر و  آبجی فاطی بودن

ولی حالا چی ؟!  همه نامرد و ...!

قدیما درسته چوب حراجیم بود ولی با آبرو بود ، ولی ...؟

قدیم حرفه با وفا یه معتاد ، دنیایی حرف و مردونگی توش بود !

قدیما دلا همه پاک بودن !

قدیما دختر و پسر وقتی عهدی می بستن تا آخرش با هم بودن

حتی تا مردن !

حالا چی؟ ... به جونه مادرم فقط با توام... هه !

بابام می گه : قدیما خیلی چیزا بود ! جیبای خالی و

 دلایه خوش ! هه

 ولی حالا کاش  مردی و مردونگی بود ! فقط و فقط همین بود !

هه هه واژه خنده داری بود !

 چه زمونهء شده که حتی قطره های بارون دارن خود کشی

می کنن !

فرداها چی میخواد بشه ؟!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

گرسنگی گربه های وحشی میخوام چیکار ؟

عشقای همیشه پوشالی و میخوام چیکار ؟

جواب های بی سوال و میخوام چیکار ؟

شیرین و فرهاد و میخوام چیکار ؟

ترانه های زشت و میخوام چیکار ؟

دوست و دشمن و میخوام چیکار ؟

آدمکای رنگی و میخوام چیکار ؟

... میخوام چیکار ؟!

وقتی واسه زخمه دلم مرهمی ندارم !

آفتاب و مهتاب و میخوام چیکار ؟!

هه هه...!

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

تبریک آدمکا تبریک روزگار تبریک گربه های وحشی تبریک دیوای سیاه تبریک به همتون

بازی رو به آدمکات باختم روزگار نه به تو کاش به تو می باختم کاش تو برنده بازی بودی

نه آدمکات کارم دیگه از هق هق و گریه و دلتنگی گذشته دلم دیگه آروم نیست...

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

پاشو دیگه باهات کار دارم صدام و می شنوی حال و روزم خنده داره تا کی باید ببینم و

تو خودم بریزم تا کی باید ... خدا جوابه سوالامو بده خدا جون داری می شنوی دیگه

موندم از کجا بگم از دلتنگی اون دخترک بگم که قربانی اجباری پدر و مادرشن از دخترکی

آرزوش گرمی دوتا دسته ؟ با توام خدا... اون دخترک چه گناهی داشته که شده دلتنگ

اون دخترک چی از تو خواست که آدمکای به اسمه پدر و مادرش دارن جلوی چشمای

اون دخترک به هم خیانت میکنن؟! اون دخترک صداهای سیاه و کثیف شون و از پشت

دیوار می شنوه گناه اون چیه؟ آفتاب و نمی تونه ببینه ؟! یا اون دخترک  که از عرش

آوردیش به زمین که حتی مادرش، اون و تو آغوشم نگرفت حتی واسه لحظه ء آخر آدمکی

به اسمه مادر که زندگیه اون دخترک و معشوقش و به نابودی کشوند ؟حتی معشوقش به روری افتاد که

چوب حراجی به دخترک زد ! خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

به گریه هام نگاه دیگه نکن غرور چیه؟! داری میخندی ؟ ! میگی جایه حق نشستی ؟!

اون دخترک چه گناهی داره که حالا کنیز شده؟!

بمیرم واسه اون دخترک مهربون

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اون دخترکای که چوب حراجی رو به خودشون میزنن و چی؟! می بینی دیوای حیله گرو چی ؟!میبنی

گرگارو چی؟ اونام میبنی؟! تا کی باید چوب حراجی به خودشون بزنن به خاطر آدمکای که

به این روز انداختن این  دخترکا رو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دلم پره خدا نا شکری نمیکنم فقط بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این یه امتحانه ؟ چرا باید اینا امتحان بشن؟ خوب بذار رد بشن همشون؟!

بذار من تو امتحانت قبول بشم...نمی شه من جایه همشون امتحان بدم قول میدم ؟!

دیگه ام داد نزنم دیگه ام  هه هه نکنم و دیگه...!

به اسمت قسم هر کاری کاری بگی برات میکنم

خدا خیلی دلم پره به آدمکای روزگار باختم دلم شکسته از این آدمکای که با دخترکای

که دنیاشون منو دیوونه کرده همچین بازی کردن ...

بمیرم واسه اون دخترکی که بغضش ترکید و هق هق کرد و من

افسوس خوردم همین بمیرم که اون دخترک آرزوش دو دسته با محبته

بمیرم واسه همشون

خدا تو که خوبی تو که مهربونی چرا دیگه سکوت کردی جواب نمیدی ؟!

فرقه اونا با بقیه چی بود!؟

خدا جون مهدی (ع) کی میاد پس ؟! آدمکا نمیزارن یا گرگای وحشی ؟ یا اون گربه های چشم عسلی؟

خدا جونم اون دخترکام دوست دارن خوشبخت بشن دوست دارن

عاشق بشن دوست دارن شیدا بشن ولی نه رو دلتنگی و رویا

 

............................................................................................

از یکی تشکر میکنم بابته دوست داشتنه پاکی که داشت و منو واسه همیشه شرمنده خودش کرد و دوست دارم منو حلال کنه و بفهمه من

...

هه هه...!؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۳ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

گریه های بی اشک !

فریاد های بی صدا !

غرورهای بر باد رفته !

دلتنگی های بی دلیل !

خندهای زورکی !

حرفای نگفته !

زمزهای هه هه... !

... !

هه ، این دنیای که ما دیدیم ارزش اینها را نداشت...!؟

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢٠ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

گریه میکنم نه واسه مرگ بی صدا !

گریه میکنم نه واسه لحظه دلواپسی روزگار !

گریه میکنم نه واسه رویای ساده دلان !

گریه میکنم نه واسه ترانه های زشت !

گریه میکنم نه واسه ساز بی صدا !

گریه میکنم نه واسه لحظه آخر زندگی !

گریه میکنم نه واسه جنگل تاریک و سیاه !

گریه میکنم نه واسه علامت سوالهای زندگی !

گریه میکنم نه واسه تشنگی گربه های وحشی چشم

عسلی... !؟

گریه میکنم نه واسه دلای کاغذی ، که خط خطی شدن !

گریه میکنم نه واسه اینکه تنهایی یارم نمی شه !

گریه میکنم نه واسه ساعت های بیقراری زندگی !

گریه میکنم نه واسه تیک تیک ساعت عمر !

گریه میکنم نه واسه گرمای زمستون !

گریه میکنم نه واسه فردای فرداها !

گریه میکنم نه واسه این آدما !

گریه میکنم نه واسه لحظه جدایی !

گریه میکنم نه واسه هه هه...!

گریه میکنم واسه گریه های مهدی (ع)...!

گریه میکنم واسه...!

هه هه..!

.......................................................................................

نمیدونم چطور تونستم این آپ بنویسم...!

 حرفا همیشه قشنگه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

چه زمونه ء شده این زمونه!وقتی دختر ها زن میشن!

وقتی دیگه دختری در کار نیست! ولی به ظاهر همه

دخترن !؟وقتی واقعیت ها داستان می شوند وقتی

اتفاق امروز خبر فردا میشه! وقتی پسرایی که مردی یا

پسر بودنشون مشخص نیست وقتی مردها نامرد

شدن !وقتی مردی و مردونگی در کار نیست !وقتی

حرمت مو سفیدی پدری دیگه در کار نیست! وقتی من به

خودم دورغ می گم ؟!وقتی برای گناهانم واسه خودم

دلیل میارم !وقتی دلواپسی امروز و واسه فردا میذاریم

،وقتی دوست داشتن ها شده یه رفت برگشت...؟وقتی

 که تفریح جونا شده زهر مار شش سر  ؟! وقتی پدر و

مادر دیگه اختیاری ندارن !!!وقتی  جامعه به آدماهای تک

تنها یه نگاه دیگه میکنه!!وقتی کسی که بهش ایمان

داری بهت خیانت می کنه وقتی زن هادختر می شن ؟!

وقتی که من با خودم تنها میشم از خود بیزار میشم !هه

هه ...!وقتی آشنای هامون فقط و فقط بازم همون

رفت و برگشته !؟موندم  وقتی حرفا بی پرده شده!!! این

زمونه آخره زمونه نیست اگه نیست آخره زمونه

کیه؟!!!

..............................................................

این آپ و صرفاٌ واسه بی قاونی که قانونمون شده

گذاشتم...و شایدم واسه...

هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٦ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلم پر از حرفهای نگفته ی فرداست.

هه ولی افسوس که فردای دیگه نیست !؟

 چون تیک تیک ساعت دیگه صدای نداره!!!؟

 هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢۸ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

می نویسم از دل تنهام از ترس فردای بی فروغم از دو رنگی

های که شدن یک رنگ از شب که به روز دورغ میگه از دلهره ء

رفتن از دوست داشتن های روی اجبار عاشق شدن شدنه روی

 هوس یا... عشقای الکی دوستی های پوشالی شیرین و

فرهادی دیگه نیست یوسف پیامبر افسانه بود دیگه اون افسانه

ام نیست مردا نامرد شدن مرام و معرفتی دیگه نمونده عشقه

عزتی به فاطی تو فیلم فریاد زیر آبی دیگه نیست قیصری دیگه

نیست هامون و ممل امریکای دیگه نیست صمد ساده دلم دیگه

نیست همه رفتن جاشون و دادن به ماها....هه عشقای

افسانهء تموم شدن همه تو فکره ... ؟!هستن آره...؟!این شده

عشق این شده دوست داشتن این شده  عشق این شده

تنهایم این شده دلهرهء فردای من این شده...

هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٤ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

نمیدونم غم اون کسای رو که الان تو آسایشگاه هستن و

 میتونم بفهمم نمی ندونم دلتنگی اونا چه شکلیه نمی دونم

فردای اونا چه جوریه دیگه اینجا  هه هه نمیگم هق هق میکنم

 نمیدونم چه جوری جوابه اون نگاه های مهربونه اون مادر پدرای

 خوب و بدم که وقتی میری پیششون برات دعا  میکنن

گریه میکنن ،گریه میکنن چون اونا برای تو غریبن ولی تو برای

 اونا همه چیزی تو تا حالا شده بری بقلشون بشینی؟هه نا

خواسته برات گریه میکنن برات هق هق میکنن برات درد و دل

 میکنن میدونی چرا؟ کاش منم حرف دلشون و... وای خدا اون

همه حرفای نگفته ی که تو دلشون دارن و نمیدونن چه جوری

 برات بگن هه هه نمیدونن از کجا بگن خدایا اونا گناهشون چی

 بود خدا جونم  فدات بشم تنهایی اونا برای محبت های

 زیادشون به اولادشون  بود یا پول کثیف روزگار تنهاشون

 گذاشت...؟! هه هه...!قربونه اون نگاه مهربونه اون پدر مادرهای

 بشم که کسی قدرشون و نمی دونه و یه گوشه تواین کره ی

 زمین تک و تنهانشسته اند و دارن تنهایشون و با حرفای نگفته

 ی دلشون سر میکنن نمی دونم اونا یه روزی فکر میکردن که

 اینجوری تنها بشن.... ؟! قربونه مهربونی خدا برم که ...

هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱۳ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

بازم علامت سوال واسه دلم !بازم دلتنگی دیروز واسه امروزم!

بازم دلهره فردا! بازم تردید روزگار!

بازم هه هه آخرین واژه واسه دلم میشه!

نمیدونم شاید دیگه دلم دنباله بهونه نیست...

 شاید واسه علامت سوالم دیگه دنباله یه جواب نیستم

شاید تو خودم تموم شدم واسه یه علامت سوال بی جواب

هه هه...!

خدا این همه دعا این همه دلتنگی بگو  ِکی اجابت میشه

بگو  ِکی کسی دیگه دلش تنگ نمیشه

بگو  ِکی میاد... خدا جون انگاری دیگه نمیخوای گوش به

حرفه دله ما بدی نمیخوای دیگه ....

هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢۸ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد

 دل نفرین شدهء منه که تنهاست هنوز

هه هه...!

.........................................

به وبلاگ سکوت ثانیه های هه هه یه سر بزنید....

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٧ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلم گرفته از خیلیا از شما که خوبین ولی جلوی آئینه ، واسه

خودتون عالمی دارین.. تا حالا شده فکر اون بچه ءباشیم که

همهءآرزوش یه روزه آرومه یایه لقمه غذای که... یا یاد اون پدری

باشیم که واسه دخترش خواستگار اومده پول نداره جهیزیه

بخره براش یا یاد همون دختر بودین که  برای اینکه باباش از

اینکه پول جهیزیه شو نداره خواستگاراش و رد میکنه تا یه وقت

باباش غصه نخوره یا غرورش له نشه هه یا یاد اون بچه ی که به

یه عمل نیاز داره تا زنده بمونه ولی...یا یاد اون زنی که

شوهرش و از دست داده و خدا چند تا بچه و بی پولی رو

دستش گذاشته هه ...یا یاد اون کسی که بینه ما نیست و

دوست داره باشه ولی ما نمیخوایم باشه هه هه....نگین

میخواین که... همه تون خوبین اما واسه کی ؟!واسه اون بچه

معولای که روی تختن هیچکی و ندارن؟وقتی یه غریبه میره بالا

سرشون الکی میخندن!!! آره خوبین واسه کسای که ...ای خدا

دلم گرفته از این آهن پرستا از  از عشقای پولکی از مرده پرستا

از... دلم پر ازحرفه نگفته است، آهای با شما هام شماکه خیلی

خوبین چند بارشده که آرزوتون یه لقمه غذاباشه؟؟؟؟!!!!چند

بار شده آرزوتون درس خوندن باشه یا آرزوی...هه هه چی

میدونید از اون آدمای که روزی ...آرزودارن،وای خدای من وای

برما،ما که نه من!!اگه بگم مایه وقت خدای نکرده آئینهِ می

شکنه ،وای بر من که خوابم خدا جونم قربونت برم یکی اون بالا

یکی این پایین یکی میشه من یکی میشه اون ،، ١٠٠٠تا بد

یکی خوب!!! فریادی میکشم که گوشه فلک کر بشه و این آدم

خوبا به فریادم بخندن، خداجون واسه گفتنه حرفام غرور و

جسارتم همه رو میدم برباد ،تا خنده ی اون آدم خوبا روببینم که

جلوی آئینه دارن به من می خندن آره هه هه بازم آخرین واژه

واسه دلم شد!!!...

خدا جونم منو بیدار کن !!!؟،دلمو دریا،

شب مو روز ،فردا مو فردا ،امروزمم امروز...!؟!!!!؟

خدا جونم منو بد کن نمیخوام دیگه آدم خوبه باشم

هه هه...!

.......................................................................

به ابلیس ...هه هه...یه سر بزنید


نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٢ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

همه دلا مشغوله جنگ همه سرا خورده به سنگ

آخ داره باورم میشه مُردنِ عشقهای یه رنگ...

ترانه آهنگ نمی شه زندگی خوش رنگ نمی شه باید بمیریم

من و تو وقتی دلی تنگ نمی شه...هه هه آخ داره باورم میشه

تنهایی و بی کسی ویه دنیا حرفِ نگفته،داره باورم میشه

ازفریادی که همه خنده شون میگیره...

آره!!!  فردام !؟امروزمه ...!!!

آخرشم واژه هه هه...قشنگ ترین واژه واسه دلم میشه...!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٤ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

من و تو قصه ی آهیم یه جورایی بی پناهیم

من و تو اگر چه هستیم انگاری آخره راهیم

باهمیم اما غریبیم خسته از شکستن خود

هر چی بود ستاره پر زد تو غروب خونه گم شد

کی میخواد غم خونه زاد شه تو حریم سینه ما

نذار با تلنگر بادبشکنه آینه ء ما

من مثل تو دل شکستم مثل تو اسیر تردید

بگو کی گرد جدایی روی سقف خونه پاشید

یه نفر میاد یه روزی که یه دنیا مهربونه

اونی که پنهون و پیداست پیش آدما می مونه

میاد اون با بوی بارون یه روز از اون ور ابرا

لحظه ای که با حضورش سبز میشن گلدونای ما

........................................................................................... تولدم مبارک ...هه هه...

مهشید جیگر جون بخدا هر کاری میکنم وبت باز نمی شه...

 

من تنهایم تنهایه تنها ...!

هه هه...!


 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱٠ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

الهم العجل لولیک الفرج

یکی سیاه یکی سفید

یکی من یکی تو

یکی عاشق یکی معشوق

یکی هیرون یکی ویرون

یکی من یکی تو

یکی لیلی یکی فرهاد

یکی مجنون یکی شیرین

یکی امروز یکی فردا

یکی تولد یکی مرگ

یکی دریا یکی صحرا

یکی شکر یکی چرا

یکی هه هه یکی هق هق

یکی آفتاب یکی مهتاب

یکی میاد یکی میره

یکی صادق یکی ...

یکی بی ریا یکی...

یکی حسود یکی ...

یکی سیاه یکی سفید

یکی بی تاب فردا یکی اسیر امروز

یکی سرخ یکی زرد

یکی دیروز یکی امروز

یکی فردا یکی دیروز

یکی من یکی تو

خیلی دوست دارم آقا جون ... یکی ام مثل من ادعا میکنه دوسش داره

هه هه...!

اینم آپه تولدم

یکی مثل من ادعا میکنه دوسش داره ولی...

.....................................................

بچه ها یه سر به ابلیس...هه هه  بزنید .

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٩ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

یکی سیاه یکی سفید

بابا نزن دستای اون گرمی دستاتو میخواد

اشکای چشماشو ببین آخه چطور دلت میاد

صبح ها که از خواب پا میشه بذار بهت سلام کنه

بذار مثله اون قدیما بازم بابا صدات کنه

دفتر مشق شو بیار ببین دیگه 20 نداره

اگه کمک کنی بابا باز میتونه 20 بیاره

اگه بره به شهر شب بشه اسیره سایه ها

اگه فراموشش بشه شهر قشنگه قصه ها

اگه صدای گریه هاش اونور دیوار برسه

مثل صدای بره ها به گوشه گرگا برسه

کاش بشه کاری بکنیم گرگارو داغون بکنیم

سقف کبود این شب و ستاره بارون بکنیم

اگه نگاه دیو شب تو چشم اون اثر کنه

دیو سیاه حیله گر بقیه رو خبر کنه

اگه پرنده دلش جدا بشه از این قفس

پر بزنه خسته بشه بشینه رو بوم هوس

کاش بشه این پرنده رو وقتی هنوز روی هواست

صدا کنیم بگیم بیاد خونه ی تو قلب باباست

صدا کنیم بگیم بیاد خونه تو قلب باباست

...........................................................................................................

بچه ها من این آپ بی دلیل نذاشتم من تو این چند روزی که سفر رفتم چیزای دیدم که کاش هیچ وقت ...هه هه ..تا حالا شده به خودمون یه نگاه کنیم و بدونیم چه شخصیتی داریم هه خوبه وقتی ام نگاه می کنیم همه مون از خود راضی هستیم...خوبه آره خوبه ولی یه چیز خیلی بده اونم اینه که بعضی هستن که وقتی می فهمن طرف مشکل داره بجایی اینکه بیان کمکش کنن میان ازش سو استفاده میکنن و هست و نیست طرف و...آره این واقعیت می خوام بگم ای کاش از این همه انسانیتی که هست یه ذره به اونایی بده که یه ذره ...هه هه ...راستی یه عذر خواهی باز از همه تون میکنم...این آپ و واسه دختری که به خوشگلی اون تو عمرم ندیده بودم میذارم. و بابد بگم یه آدمه پسته نامرد بی همه چیز داشت...اونجا واقعا خورد شدم له شدم ..هه هه...!بازم یه واژه ...

بچه ها من کسی نبودم شما اینقدر ناراحت  شدین که مردم ...بیاید این سری آپای بذاریم تو وبلاگمون که لااقل یه ذره به فکره کسایی باشیم که دوست دارن یه سر پناه داشته باشن  ویا آروزی خوابیدن تو خونه شون و یا یه لبخند از ته دل...آره حقیقت همیشه تلخه

دوستای خوبم دوستون دارم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٤ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دوستان سلام از همه تون عذر خواهی میکنم

بابته اون کامنتای که از طرفه من میان برای شما

میذارن و با آبروی من بازی میکنن.

در ضمئن از مهشید جیگرم ..عذر خواهی می کنم و باید بگم که

وبلاگت باز نمی شه از دسته من ناراحت نباش...

یه آدرس بده که من بیام


نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۳ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

نمی دونم چی بگم از چی بگم ، هق هقم امون نمیده هه از

کی بگم از خودم بگم که شرمنده دلمم یا از اونی که بی خبر با

یه خنده رفت از تنهایم بگم که خودم و گم کردم توش یا از

روزگارم بگم که با یه لبخند شد سیاه هه از فریادبی صدام بگم

که گوش فلک و کر کرده از چی بگم از چرا های بی جواب یا

؟!..اما ها تو بگو غریبه توی که فقط سکوت کردی بگو چی کار

کردم که دارم ...خدایا تو بگو اینا امتحانه هه نمی خوام دیگه

امتحانم کنی ،خدا جون من که فقط تو دارم من که عاشقه تو

بودم چرا گذاشتی بازیچه این بازیه روزگار بشم تو دلت اومد اگه

اومد عشقه... هی غریبه با توام بدون که تو با خنده اون به من،

خنده ات گرفت...هه هه امیدوارم من به خنده ی که اون به تو

میکنه خنده م نگیره ... .با توام گربه صفته چشم عسلی بازی

روزگارام یه روز به تو می خنده. منو غریبه ام با اینکه دلمون

نمیآد مثل تو که به ما خندیدی ولی، خندمون می گیره .. . غریبه

اینو  بدون غریبه تو غریب بودی و من آشنا تو تازه اومدی و من

یه عمری بودم تو تازه ...ولی من یه عمری حیرون بودم آخرشم

ویرون شدم آهای تو ...آره با توام که رفتی بر میگردی مطمئن

باش زمانی که این روزگار به تو خندید منم دارم با اون غریبه به

تو می خندم اینو دوباره گفتم که بدونی یه روزیم من به تو می

خندم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

به زودی...هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢۳ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

تندیسه عشق و شوری واسه دل شکستم

آرامشه یه دریا برای قلبه خسته ام

چشم تو چشمهء نور اسمه تو شادی و شور

یاد تو مثل یاد آهوی جنگل دور تو بهترین واژه ای

برای دیوان هه هه با تو اگه بمونم به زیر باران عشق

نگو نگو نمیشه با هه هه بمون همیشه

اگه پناهم بده چتره محبت تو

اگه بخوای می میرم برای دعوت تو

نه نه نگو نمیشه با  هه هه بمون همیشه

برای تو می خونم ترانه های غمگین

بیا با هم بسازیم روزای خوب شیرین

چشم تو چشمهء نور اسم تو شادی و شور

یادتو مثل یاد آهوی جنگل دور

تو بهترین واژه ای برای دیوان هه هه...

با تو اگه بمونم به زیر باران عشق

....

هه هه...!


 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱۸ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلمو پس نفرست دل تو پس نمیدم

دست من خالی اما تورو از دست نمیدم

مثل شاه بیت غزل تویه فالم اومدی مثل هه هه

می مونی که تو خیالم اومدی

اون منم که تا همیشه پای عشقش می مونه

تو هوای تو دارم تازه میشم جون می گیرم

به هوای تو من دارم سر سامون می گیرم

منو قابل بدون و سایه تو از سرم نگیر جونم و

می دم برات حتی اگه نگیر بمیر

هه هه...!

........................................................

این و تقدیم میکنم به اونایی که دوسم .....؟!

 بچه هابه پاتوق هه هه یه سر بزنید...!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٧ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

ببین چه ساده کهنه شد تازگی حضور تو

تقصیر قلب من نبود لعنت به اون غرور تو

 لعنت به این دل ،چه ساده بودم

عاشق نبودی تنهام گذاشتی

پروانت بودم زدی پروندیم...

هه هه....!

باور ندارم عاشقم بودی

هه هه...!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٠ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

عجب روزگاره غریبی است لیلی با فرهاد مجنون با شیرین هرکی هر

کی شده عشقا قاطی شده لیلی با اون عشقش به فرهاد رسید

مجنون با اون جنونه عشقش به شیرین رسیدکی می دونه چی به چی

شده،زال که کاسب شیشه شده، رستم رفته کفتر باز شده سهراب

رفتهdjشده،نادرام که تو پارتی گرفتن وای ببین چی به چی شده

فردوسی از درد فقدان بی پولی رفته کتابش و جای کاغذباطله فروخته

...هه هه ...کوروش کبیر با اون عظمتش رفته کلوپpaly  داره بازی

میکنه اسکندر یه روزی روز گاری واسه خودش کسی بودالان گشت

ارشاد گرفتش ،افراسیاب ومی گن دیپورت شده اونم دلش خوشه آی

بابا بیبین کی به کی شده می گن شهریار رفته واسه dj ali شعر

گفته،مولاناام چون میخواست کم نیاره واسه مدونا گفته چه شهری

شده اینجاهمه عاشقن ولی معشوقی.. نیست خلاصه ما که نفهمیدیم

کی به کی شده یکی ام از دهات های ...اومده عاشق سوسانو شده

می خواد بره کره ...هه هه یکی ام ژنرال شده هیتلرم رفته دنبال تیله

بازیش هه هه اون یکی ام که ...آی بابا چه دل خوشی دارن اینا،اینجا

هرکی هر کی شده،کی به کی شده قرو قاطی شده هه هه ... یه

نفرم هست می خواد پیش ما باشه ولی نیست وکسی ام فکرش

نیست....هه هه آقا خیلی دوست دارم ...خیلی غریبی

رو زمین....هه هه...!




نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢٤ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دوست دارم نه به وسعت دریا ،دوست دارم نه اندازه خدا ،دوست دارم

نه اندازه دنیا ،دوست دارم نه اندازه آسمون، دوست دارم نه اندازه

تنهایم ،دوست دارم نه اندازه چشمای نازت، دوست دارم نه اندازه

ترنم نگات،دوست دارم نه اندازه هه هه...!،دوست دارم نه اندازه

ابلیس، دوست دارم نه اندازه اونی که دوسم داره ،دوست دارم نه

اندازه اونایی که بهم بدکردن ،دوست دارم نه اندازه اون گربه سیاه

چشم عسلی که به چشمات نگاه می کنه وبوی خیانت می ده

هه هه، دوست دارم نه اندازه اونی که دوسم نداره، دوست

دارم نه اندازه اونائی که می آن تو وبم و... ،دوست دارم نه اندازه

ستاره های آسمون ،دوست دارم نه اندازه ...،دوست دارم نازنینم

اندازه دلم هه هه...!؟

هه هه...!

دوست دارم

اندازه دلم نازنینم...هه هه...!

.....................................................................................

بچه ها یه سرم به پاتوق هه هه بزنید ...با حاله...!؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٤ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلم واسه خودم داره می سوزه که زندگی مو باختم هه هه دلم واسه

خودم داره می سوزه که یه عمری با تو ساختم دلم خوشه که

آخرش فقط تورو شناختم..هه هه..!

عزیزم رفتی برو دنیا بزرگه شک نکن،

منم خدای دارم شک نکن،همه حرفات دورغه شک نکن،

دیگه جایی تو دلم نداری شک نکن

من ازت گذشتم شک نکن

بدون هه هه کم نمی آره،هه هه...

دلم خوشه که آخرش فقط تورو شناختم

هه هه..!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٥ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

برو دیگه.....

تازه از درد جدایی دل من آروم گرفته

اما حیف دوباره یادت دلموهوایی کرده

دیگه عاشقت نمی شم حتی واسیه یه لحظه

آخه داغ سینه سوزت حالادیگه سرده سرده ، هه هه...


......................................................................................................................

خواستم نفرینت کنم اما لایق نفرینم نبودی...هه هه...!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٢٩ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

آخه تا کی باید قصه رو حیرون بکنم،

غمم رو پنهون بکنم،ظاهر و خوب نشون بدم،

دلم رو داغون بکنم.....هه هه....تا کی؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٢۳ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلم می سوزه

دلم می سوزه نه از رفتنش،نه از تنهایم،نه از نا مردیش،نه از

دلشکستگیم،نه ازهق هق ام،نه از هه هه ،نه از این که دستش

تودسته کس دیگه ای است،از اینکه حالا کسی قدرش ومی دونه؟

هه هه...!    دلم می سوزه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٩ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

کاش میشد قلب منم مثل قلب تو بود ،ساده بی ریا ولی پر از کینه

بود،کاش میشد دست منم مثل دست تو بود ،گرم و نرم ولی پر از

دستای دیگه بود ،کاش میشد ظاهر منم مثل ظاهر تو بود ،معصوم

و بی گناه ولی پر از فریب و حیطه بود

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٦ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

فقط او را صدا کردم نیامد ،تمام شب دعا کردم نیامد،به من گفت

باید با وفا بود،به عهدش هم وفا کردم نیامد...هه هه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٥ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

آنکه در تنهاترین تنهاییم . تنهای تنهایم 

گذاشت...خدایا...خواهشی دارم ...تمنا

میکنم در تنهاترین .تنهایش.تنهای تنهایش نذار

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱۳ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

چرا دوست داشتن؟چرا عشق؟چرا

عاشقی؟چرا دلدادگی؟چرا آرزو؟چرا بی

خوابی؟چرا فریاد بی صدا؟چرا حرف

نگفته؟چرا هق هق عاشقی؟چرا دل

گرفتگی؟چرا رفتن بی خدا حافظی؟چرا

بی سر و صدا؟چرا بی نشونه؟چرا من؟چرا

تو؟چرا تنهایی؟چرا .....؟چرا خاطره؟چرا

بی کسی؟چرا سادگی؟چرا نامردی؟چرا

خنده تلخ؟چرا هه هه..!چرا دستش تو

 دستاش بود؟چرا خدا!!!!!؟؟چرا مگه تو

دوسم نداشتی؟چرا به کدامین

 گناه؟چراااااااااااااااااااااااااااااااااااا...........!!!!

چرا جواب و نمی دی خدا جونم؟چرا؟؟؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

بر سنگ مزارم بنویسید آشفته ولی خفته در آن

خلوت خا موش بنویسید .آزاد زغمهای جهان

گشته خاموش

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٩ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

تو این ولایت غریب دل مرده ها عزیزترن قحطی

 عشق عاشقاست  قلبای سنگی می خرند

وقتی که گریه ام می گیره دلم می گه مبارکه

 قدر اشکات و بدون هنوز چشات بی کلکه

وگریه ام می گیره یه دنیا بارونی ام برم به کی

 بگم خدا من تو دلم زندونیم وقتی که گریه ام ..

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٩ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

با یه دنیا خاطره با یه دنیا آرزو سپردمت به این

روزگار ......غریب

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۸ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

 به تو هیچ ربطی نداره که چرا دوست ندارم

 

 

که چرا یه عشق تازه جای تو میاد کنارم

من از اول میدونستم تو چشای هرزه گردت

رد چشمای غریبس من نمیخورم به دردت

خیلی تابلو بود که با من واسه سادگیم میگردی

من نمیخواستم ولی تو همش التماس میکردی

جون من راست میگی این بار میریو بر نمیگردی؟

یعنی باورم شه که تو یکی جز من پیدا کردی؟؟؟هه هه ...........

دمتو بزار رو کولت برو واسه همیشه

به تو هیچ ربطی نداره که چشام بارونی میشه

به تو هیچ ربطی نداره که چرا دوست ندارم

که چرا یه عشق تازه جای تو میاد کنارم

به تو هیچ ربطی نداره به تو هیچ ربطی نداره

برو از پیشم و هیچوقت دیگه برنگرد دوباره

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۸ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دوباره برگشتی که چی؟ مگه نمیخواستی بری؟

مگه نمیگفتی میخوای با رفتنت زجرم بدی؟چی شده

من دیگه باور ندارم بهم نگو پشیمونی

نگو هنوز عاشقمی اومدی پیشم بمونی

از تو کتاب عاشقی اسم منو تو پاک شده

خاطره های منو تو هرچی که بوده خاک شده

حرفی از عشمون نزن دیگه سراغشو نگیر

تموم کن این قائله رو من نمیشم دیگه اسیر

به دلت صابون نزن قلبمو بدزدی باز ازم

تو چشم من نگا نکن حرف گذشته رو نزن

مگه به این آسونیه اینا همون زندونیه

که جا گذاشتی واسه من ببین چشام بارونیه

هنوز یادم نرفته که چه تهمتا بهم زدی

 نارفیق چی بت بگم نزار بگم چه قد بدی

چه قد بهونه گیر بودی حتی دلت دوسم

نداشت این عشق بی دلیل برام هیچی به جز

غصه نداشت هرچی خواستی هرچی گفتی به

تو گفتم رو چشم من دیگه نا ندارم که کوله

بارتو رو دوشم بکشم همیشه حرف حرف تو بود

 دلم مهم نبود برات کاشکی فقط یه لحظه از

اونروزا رو یادت بیاد هه اما حالا دستت تو

دست.......برگشتی که چی بشه؟دیگه اسیر

دوروغات نمی شم.....سپردمت به تقدیر روزگار

اون جواب خوبی هات و می ده

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۸ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دل به دل تو دادم و دل به دل کی دادی تو

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٧ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دلکم دلکه تنهایه من غصه می خوری؟؟

واسه کی ؟اون که گذاشت و رفت. اون که لهت

کرد و رفت با اونی که...دستش تو دستشاش 

 بود ...هه غصه نخور دلکم تا اون بالای وآقا امام

زمان و داری غصه چی می خوری؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٦ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دنیا به این کوچیکه و دنیای من بزرگه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٤ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

چیزی نگو قسم نخور تمومه حرفات یه دورغه کسی نگفت

خودم دیدم خونه قلب تو شلوغه چیزی نگو لیاقتت عشق

مقدسم نبود حس می کنم نبودی و بودنتم یه قصه بود تو دیگه

 مردی و این حرف آخره بذار عشق تو از خا طرم بره خیال می

کردم قلبت مال منه اما انگار صد شاخه می پره اسمت و پاک

 کردم از تو دفترا بیخودی قسم نخور دیگه سخته برام تو رو باور

داشتم و می خواستمت چرا آتیش کشیدی همه باور و کسی

نگفت بهم من خودم دیدم اما راستش و بخوای یه چیز من

نفهمیدم  چرا  وقتی تو رو از عشق خالی دیدم جای گریه به

حالت می خندیدم  شایدم بخاطر اینکه دیگه بی ارزشی واسه

همه عروسکه نمایشی تو که می گذری از این همه عشق

دیگه لیاقت نداری که دیگه با من باشی...............هه هه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٢ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

اگه چشمات منو خواست تو به چشمات چی مگی؟

وقتی که دلت گرفت حرفات و به کی می گی؟

انگار از ندیدنت دیگه دیوونه شدم نگران حالتم حتی

بیشتر از خودم این روزا خیال تو از کجا ها می گذره

دیگه با قصه کی شبا خوابت می بره  شبا خوابت می بره تو

 به چشمات چی مگی؟وقتی که دلت گرفت حرفات و به کی

می گی؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/٢ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

      عیدتون مبارک

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

چه خوبه موقع مردن شرمنده خودت نباشی

                     .هه هه.

                                    تمام ودیگر هیچ

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۳٠ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

دیگه نظر نده اون مرد برام دیگه نمی خوام به یادش بیارم تو  ام لطف کن ...... .مرسی

                      هی تو

                    خداحافظ

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۳٠ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

سلام خدا جون عیدت مبارک شناختی من فرشادم همون که

 دیگه دوسش نداری.تنهاش گذاشتی.ولی فرشاد تو تنهاییش

هنوز حست می کنه نزدیکه عیده من کسی ونداشتم بهش

 تبریک بگم به غیر از تو عید مبارک .راستی یه دورغ کوچیک ام

بهت گفتم من آقا امام زمانم دارم آقا عیدت مبارک .آقا ما بدا دلم

داریما یه نیم نگاهی ام به منم کن .یادت می آد پارسال محرم

چی گفتی بهم .دیدی .یادت باشه که تنهام نذاری دیگه فکرشم

نمی کنم چون جای دیگه نداره تو دلم آخه دیدم که دسش تو

دسته کی بود ولی به عشق تو قیدش و زدم از کنارش رد

شدم. حلالشم کردم سخت بود ولی عشق تو بود که گذاشت

کم نیارم آقا امسالم منتظرتم .خدا جونم آقام اینه من

تنهاست .هواش و داشته باش آخه هوا مو داره .هر کی که به

 من بدی کرد تا الان تو زندگیم به عشق شما حلالشون می

 کنم ولی تو دل من دیگه جای ندارن.ر استی خدا شرمنده تو

شدم به خاطر اینکه بهش ......اشتباه کردم باید به تو التماس

 می کردم نه بنده ات.توبه می کنم که دیگه ....و نذارم کسی

بهم التماس کنه تو زندگیم.همین دوستتون دارم.تمام و دیگر

هیچ

           

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۳٠ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

قسم به رسم روزگار که تنها گذاشت

منو رفت به دنبال اون که دوسش نداشت

رفت دنبال عشق و حالش هه .رفت اون آهن

پرست که دم از عشق می زد. رسم روزگارم

پولکی شده .رفت دنبال پول. آدمه پولکی .رفتی

شدی ساقی واسه اون که .هه.آدمک خیمه شب

بازی شدی واسه اونا هم بازی شدی لعنت به تو

که با اونا هم بازی شدی.منم خدای دارم می دونم

بر نمی گردی ولی بدون که جای تو دلم دیگه نداری

نفرین به تو به تو که .......رسم روزگار چی کم گذاشتم

برات که با دلم این کارو کردی ما رو بازیچه کردی....هه

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢۳ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

بی کس و تنها تو این شهر

غریب به دنبال اون که دوسم

نداشت و رفت .دست منو ....

تو که منو به اوج بردی و رفتی

منو ....تنها گذاشتی رفتی با از

ما بهترونا ..کاش فقط یه ذره دوسم

می داشتی.کاش تر حم نمی کردی

اونم ۶ سال ..کاش.تنهام تو این غربت

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٢ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

کم آوردم وقتی رفتی وتنها موندم

ولی وقتی دیدم دستت تو......

هه قربونت برم خدا برو ........

دیگه کم نمی آرم حتی اگه.....

اگه ساقی بشی.من کجا و تو کجا

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٠ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

الکی خوشم الکی نفس می کشم

به امید مردن به امید این که نباشم

و خاطرات تلخ مو به یاد نیارم چقدر درد

تو دلمه چقدر فریاد بی صدا کاش که حرفای

دورغت دیگه باورم نمی شد الکی بودن حرفات

حرف آخرم نمی شد .......... الکی الکی .هه هه

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٩ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

کاش بر می گشتی و می دیدی که

من چقدر تنهام کاش قدر تو رو می دونستم

کاش هق هق تنهایم به گوشت می رسید

به این امید زنده ام که بر گردی پیشم هه لعنت

به ...............فقط یک باره دیگه.فقط

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۸ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

نفرین به تو ای دل که تنها ت گذاشت

اون که واسش می مردی براش نفرین

به تو که ساده بودی نفرین به .......

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۳ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد

دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢۸ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط الاغ مهربون نظرات ()


Design By : Pichak