!...هه هه

در این دنیایه عاقلان بگذار من دیوانه باشم ...تمام و دیگر هیچ

با ترانه های زیبا دیگه ، بیدار نمی شم

با زجه های یه بچهء تک و تنها ، دیگه بیدار نمی شم 

با ملودی قطره های باران بر من ، دیگه بیدار نمی شم

 با صدای خش خش برگای پائیزی ، دیگه بیدا نمی شم

با ترنم نگاهای زیبا ، دیگه بیدار نمی شم

با فریادی های از ته دل  ، دیگه بیدار نمی شم

با گریه های بیصدا ، دیگه بیدار نمی شم

با خرس های مهربون ، دیگه بیدار نمی شم

با ای کاش و اما و اگر ، دیگه بیدار نمی شم

با هه هه گفتن ها و هق هق ها ، دیگه بیدار نمی شم

با خاطرات خوب و بد شاید بیدار شم و ...!

هه هه ...!

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط هه هه ... ؟! نظرات ()