!...هه هه

در این دنیایه عاقلان بگذار من دیوانه باشم ...تمام و دیگر هیچ

سلام خدا جون عیدت مبارک شناختی من فرشادم همون که

 دیگه دوسش نداری.تنهاش گذاشتی.ولی فرشاد تو تنهاییش

هنوز حست می کنه نزدیکه عیده من کسی ونداشتم بهش

 تبریک بگم به غیر از تو عید مبارک .راستی یه دورغ کوچیک ام

بهت گفتم من آقا امام زمانم دارم آقا عیدت مبارک .آقا ما بدا دلم

داریما یه نیم نگاهی ام به منم کن .یادت می آد پارسال محرم

چی گفتی بهم .دیدی .یادت باشه که تنهام نذاری دیگه فکرشم

نمی کنم چون جای دیگه نداره تو دلم آخه دیدم که دسش تو

دسته کی بود ولی به عشق تو قیدش و زدم از کنارش رد

شدم. حلالشم کردم سخت بود ولی عشق تو بود که گذاشت

کم نیارم آقا امسالم منتظرتم .خدا جونم آقام اینه من

تنهاست .هواش و داشته باش آخه هوا مو داره .هر کی که به

 من بدی کرد تا الان تو زندگیم به عشق شما حلالشون می

 کنم ولی تو دل من دیگه جای ندارن.ر استی خدا شرمنده تو

شدم به خاطر اینکه بهش ......اشتباه کردم باید به تو التماس

 می کردم نه بنده ات.توبه می کنم که دیگه ....و نذارم کسی

بهم التماس کنه تو زندگیم.همین دوستتون دارم.تمام و دیگر

هیچ

           

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٧/۱٢/۳٠ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط هه هه ... ؟! نظرات ()