دنیای که ما دیدیم...!

گریه های بی اشک !

فریاد های بی صدا !

غرورهای بر باد رفته !

دلتنگی های بی دلیل !

خندهای زورکی !

حرفای نگفته !

زمزهای هه هه... !

... !

هه ، این دنیای که ما دیدیم ارزش اینها را نداشت...!؟

 

/ 108 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دومان

هنگام تنگدستی، به یاد حافظ می‌افتیم و با مدعی به شیوۀ سعدی جدال می‌کنیم. در محراب مناجات هم مثنوی می‌خوانیم و سفرۀ عقد و ازدواج‌مان بی دیوان حافظ شگون ندارد. تا رمانی را در دست نگیریم و صفحۀ آخرش را نگردانیم، از خود بیرون نمی‌آییم. برای تماشای جهان به سینما می‌رویم که حسنه‌ای از حسنات ادبیات است. ادبیات، وزیر و امیر نمی‌سازد؛ اما از ما ملتی ساخته است که با هر وزیر و امیری هم کنار نمی‌آییم. سخت است حکومت بر مردمی که شاهنامه می‌خوانند؛ سخت است دل بردن از ملتی که مولوی دارد؛ سخت است حکمرانی بر سرزمینی که ساقی آن حافظ است؛ دشوار است فریفتن مردمی که دمنه را از کلیله تشخیص می‌دهند.

شراره آتیش

سلام.وبلاگتو که باز کردم یه لایه خاک نشست رو مانیتورم. چرا به روز نمی کنی؟

پینه دوز

فونتم درست کردم شعرت یاد روزهای خوبی انداخت منو

رها

اسمــــــــــ دختــــــــــــــره باوووووووووووا تو دیهــ کی هستی[قهقهه][قهقهه][قهقهه]

رها

هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

فرناز

یه وقت سر نزنی هه هه خان

رها فینگیلی

____[بوسه]___فـــــــــــــداااااتـ عسيســـــــــــــــــــمــ___[بوسه]___ ____[بوسه]___فـــــــــــــداااااتـ عسيســـــــــــــــــــمــ___[بوسه]___ ____[بوسه]___فـــــــــــــداااااتـ عسيســـــــــــــــــــمــ___[بوسه]___ ____[بوسه]___فـــــــــــــداااااتـ عسيســـــــــــــــــــمــ___[بوسه]___ ____[بوسه]___فـــــــــــــداااااتـ عسيســـــــــــــــــــمــ___[بوسه]___

بهنامترین

آخر و عاقبت مان این روزها. زندگی نیست ، روزهامان آخر و عاقبت زندگیست.سلام